محمدتقى نورى
360
اشرف التواريخ ( فارسي )
نيز در قوهء خود « 1 » نديد ، لهذا ناچار از محل اختيار « 2 » حركت و با مساوى چهار پنج هزار خانوار ايل ببه و متعلقان خويش قطع تعلق از موطن مألوف نموده ، داخل ولايت كرمانشاهان و متوسّل به منسوبان دولت عليّه پادشاهى شد . « 3 » اعلىحضرت صاحبقرانى ايل و منسوب او را در سرحدات كرمانشاهان جاى داده ، پاشا را احضار به ركاب فرمودند . چون اخلاص على پاشا به درجهء كمال و فى الحقيقه واليگرى او در ولايت دار السّلام بغداد « 4 » و پاشايى او از جانب دولت عثمانى به سبب اخلاص اين شوكت بهيّه بود و او نيز از برداشتگان « 5 » اين دولت محسوب مىشد . اعلىحضرت صاحبقرانى در باب تفويض محل اختيار عبد الرحمن پاشا به والى بغداد اظهار بلكه حكم ( 144 ب ) فرمودند « 6 » كه چون پاشا ملتجى به ظلّ شوكت فلكفرسا شده ، مىبايد حكما پاشاى بغداد از زلّات و هفوات او گذشته ، ولايت او را به او واگذاشته ، مزاحمت به حال پاشا نرساند . على پاشا از راه خفّت عقل و دنائت در مقابل احكام قضا نظام « 7 » به بعضى از معاذير واهى لاطايل تمسك « 8 » جسته ، ايجاب آن را محوّل به زمان ديگر نمود . امناى دولت عليّه اين معنى را يافته « 9 » در جزو محرّك على پاشا شدند « 10 » كه از خلاف حكم پادشاهى محترز بوده ، اوامر عليه شاهنشاهى را در عقدهء تعويق نيندازد . چون وزير اعظم دولت عثمانى از عبد الرحمن پاشا به جهات چند ذخيرهء خاطر داشت ، به هيچوجه اين معنى موافق مزاج او نمىافتاد و راضى به تفويض ولايات او نمىگرديد و به اولياى دولت قاهره صريحا اظهار كرد كه اگر از جانب دولت پادشاهى حاكمى تعيين شود ، بهتر از آن است كه عبد الرحمن پاشا آمده درين ولايت حكمرانى نمايد . چون اركان دولت شاهى دانستند كه على پاشا به هيچوجه راضى به حكومت عبد الرحمن پاشا نخواهد شد ، لهذا مراوده و مراسله را موقوف و انجام كار عبد الرحمن پاشا را مرهون به وقتش نمودند .
--> ( 1 ) . مج : قوهء امكان . ( 2 ) . مج : از محل اختيار خود بىاختيار . ( 3 ) . مج : گرديد . ( 4 ) . مج : « بغداد » ندارد . ( 5 ) . ملك : برداشتهگان . ( همهجا ) ( 6 ) . مج : فرموده . ( 7 ) . مج : نظام پادشاهى . ( 8 ) . مج : مستمسك . ( 9 ) . مج : دريافته . ( 10 ) . مج : شدهاند .